داستانی در مورد راه حل مشکلات
حدود ۱۰ سال از بهترین سال های عمرم به خاطر مشکلاتی که داشتم با نگرانی و استرس سپری شد و نمیدانستم چطور با آنها مقابله کنم.۸سال قبل با آشنایی با مردی که مشکلاتی بیش از من داشت و در عین حال مردی شاد بود توانستم بر نگرانی ام غلبه کنم. روزی از اونحوه ی مقابله با مشکلاتش را پرسیدم نامه ای جلوی من گرفت گفت بخوان.نامه ای پر از توهین و دشنام که سوالات کلافه کننده ای را برمی انگیخت.گفتم میخواهی جوابش رابدهی.گفت بگذار رازی را به تو بگویم هرگاه مشکلی برایت پیش آمد آن رادر کاغذی بنویس ودر جایی نگه دار و بعد چند روز دوباره به سراغ کاغذ برو اگر هنوز نگرانت میکند دوباره آن را همانجا بگذار.در طول این مدت کاغذ تغییری نمی کند اما مشکل تو و خودتو بیشتر دچار تغییر میشوی.من به تجربه فهمیدم اگر مشکل رابه زمان بسپاری مثل بادکنکی خالی فرومی افتد.
زمان راه حل بسیاری از مشکلات است.
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 8:3 توسط من